آخرین ترانه ام ...!
شبانه مجبور شدم بار سفر ببندم و بروم از اینجا ! شبانه مجبور شدم تمام خاطراتم را بسته بندی کنم و از اینجا بروم ! شبانه مجبور شدم از تمام کامنت های دوست داشتنی دوستانم که یک دنیا خاطره بود برایم بگذرم !
شبانه مجبور شدم از خانه سه ساله ام برای همیشه بروم ! سه سال در ترانه های یک ترانه ام نوشتم و انس گرفته بودم به در و دیوارش ! ولی شبانه ترکش کردم !
انگار این دنیا سر سازش ما من ندارد ! تازه به آرامش رسیده بودم ولی آنها که نه بویی از مردانگی برده اند و نه انسانیت نگذاشتند !
خدایا همانگونه که یک شبه تا سرحد مرگ پیش رفتم و مجبورم شدم از همه چیز و از همه وابستگی هایم بگذرم دوباره مجبورم کردی بگذرم از همه خاطرات دوست داشتنی ام !
انگار دلت نمی خواهد به این دنیا وابسته باشم ! انگار هر چند وقت یک بار دلت می خواهد همه چیز هایی که دوست میدارم از من بگیری ! انگار دلت می خواهد برای مرگ آماده تر باشم ! چرا که این چندمین بار است که وابستگی هایم را از من دریغ می کنی !
خدایا هیچ شکایتی ندارم ! تسلیمم تسلیم !
خطاب به همه دوستانم می نویسم : آنها که دوستم داشتند و دوستشان دارم ! آنها که رهگذران همیشگی ترانه هایم بودند ! آنها که همدم روزهای بارانیم بودند ! روزهایی که شاد بودند و گاهی خیلی غمگین !
ببخشید بی خداحافظی رفتم ! ببخشید که هیچ نام و نشانی به جا نخواهم گذاشت ! ببخشید که برای همیشه می روم !
خداحافظ دوستانی که نه تنها بر ترانه هایم خاطرات قشنگی به جا گذاشتید که آنها را بر روی قلبم حک کردید ! هرچند که قلبم از غصه دارد تکه تکه می شود !
هیچ گاه فراموشتان نخواهم کرد ! دلم نمی خواست بروم ! دلم نمی خواهد بروم ! ولی مجبورم ... مجبور !
خداحافظ روزهای تلخ و شیرینی که در ترانه های یک ترانه تا ابد مدفون خواهید شد !
این صفحه از ترانه های یک ترانه ام را برای همیشه به یادگار خواهم گذاشت ! به یاد روزهایی که برایم خیلی ارزش داشت ! ولی حتی حاضر نشدند حرمت روزهایم را نگه دارند !
خداحافظ ترانه های یک ترانه !
خداحافظ ترنم روزهای بارانیم !
خداحافظ خاطرات قشنگ وبلاگیم !
آخرین پی نوشت :
اگر گاهی حرفی زدم که دل کسی را رنجانده ! اگر گاهی چیزی نوشتم که کسی را خوش نیامده ! صمیمانه عذر خواهی می کنم و حلالیت می طلبم !
بدرود دوستان من !!!!!!!! ![]()
![]()
![]()
